گنج

شمارهٔ ۱۰۷

قافیه: ادش۵ بیت
در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادشچو سوی عاشقان میلی ندارد سرو آزادش
خوش است این باغ رنگین، لیک نتوان دل در او بستنکه بوی آشنایی نیست در نسرین و شمشادش
چنین کان غمزه را تعلیم شوخی می‌دهد چشمتبگو: آتش به عالم زن، که استاد است استادش
اگر مجنون به درد و داغ عشق افتاد یک چندیولی در عاشقی هرگز چنین کاری نیفتادش
گر آب چشم و آه آتشینی بود شاهی راکنون خاک است و در کوی تو هرسو می‌برد بادش