گنج

شمارهٔ ۷

لعل لب تو شفاست ما رادرد تو همه دواست ما را
تا گشت جدا دلم ز تیغتهر لحظه غم جداست ما را
دل آینۀ جمال یارستزین آینه پر صفاست ما را
گفتی بکشم تو را بجاییاین سعد بگو کجاست ما را
گر هست تو را هوای قتلمبالله که همین هواست ما را
گر خال و خط تو مشک خوانیمبا خط تّو بس خطاست ما را
ای شاهدی از غمش چه نالیجورش همگی سزاست ما را