گنج

شمارهٔ ۶۵

با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارددر قید جنون او را سودای کسی دارد
ای شیخ مکن عیبم از عشق پریرویانهر کس به هوای خود میل و هوسی دارد
بر نالۀ من هر شب نالید سگ کویشچون من که در این عالم فریاد رسی دارد
گویند نشان درد اشک است و رخ گلگونبیچاره هم از لطفش زین گونه بسی دارد
جان میطلبد آن یار از شاهدی بی جاناز وی نبود تقصیر گر دست رسی دارد