شمارهٔ ۵۶
چون دلبران ز زلف سیه تاب میدهنددل را نشان ز صورت قلّاب میدهند
پیکان به آتش دل من سرخ میکنندچون سرخ شد به خون جگر آب میدهند
گویند روی خویش نماییم بتان به خوابما را بدین بهانه چه خوش خواب میدهند
آن خالهای سوخته از تابش رختبر آتش دو گونهٔ مرا تاب میدهند
گه زلف افکنند به رخ گه بر افکنندما را فریب در شب مهتاب میدهند
گفتند شاهدی ز گدایان این در استاین سلطنت ببین که در این باب میدهند