گنج

شمارهٔ ۵۵

چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویندبه تیغ و ناوک و خنجر ستیز می‌جویند
خطت چو مور گشته به هر بر مر خالکه دانه بر اثر مشک‌بیز می‌جویند
بگو شباب به خون ریز رنگ مشتاقانهلاک خویش بدان تیغ تیز می‌جویند
خوشا نسیم سحرگه که عاشقان به صبوحپیام دوست از آن صبح‌خیز می‌جویند
کسان که آرزوی قد دلکشش دارندچو شاهدی همه تا رستخیز می‌جویند