گنج

شمارهٔ ۳۳

دلبرا در کشتن ما خود بگویی سود چیستور نخواهی کشتن از جور و ستم مقصود چیست
کس نمیپرسد ز احوال درون درد منهم نمیپرسد یکی کین آه درد آلود چیست
زاهدا تا چند بر افعال ما منکر شویچون نمی دانی که اندر کار ما بهبود چیست
آه من میبینی و از سوز دل واقف نه ایآتشی گر نیست پنهان خود بگو این دود چیست
جان همی کردم نثار اما همی ترسم که یارگوید ای بیمایه رو این جان غم فرسود چیست
مدتی شد تا ز مژگان خون فشانم دمبدماو نگفت ای شاهدی زین گریه‌ات مقصود چیست