شمارهٔ ۳
پر کن بدور لعل نگارم پیاله راتا بشکنیم توبه هفتاد ساله را
گشتند منفعل گل و سنبل به رنگ و بویتا برفکند ماه من از گل کلاله را
دوران دون ببین که چو خواهیم جرعهایپر میکند ز خون جگر جام لاله را
غیر از صبا چو نامه بری نیست سوی دوستمن هم دهم به باد هوا این رساله را
چون یافت شاهدی ره قانون عشق رادیگر ز چنگ کی دهد آهنگ ناله را