شمارهٔ ۱۰۷
آمد نگار بر در دل دیده باز کنبنشین به عیش و در ز رقیبان فراز کن
با یار نازنین چو بیابی مقام امنچندانکه ناز بیش کند تو نیاز کن
مطرب بیا که یار ندیم است و گل ببارآهنگ عاشقانه در این پرده ساز کن
از سیر آن دهن که نیاید سخن چه سودای دل که گفت با تو که افشای راز کن
جانا چو عفو می کنی از جرم ما بگیرور می کشی به جانب ما دیده باز کن
ای شاهدی مراد دل از هیچ کس مجویروی نیاز را به در بی نیاز کن