بخش ۲۵ - در تحقیق رزق
یقین دان رزق جان از علم و دین استنباشد جز به سعی انسان یقین است
تن از دنیا و رزق او طعام استدل از عقبی طعام او کلام است
به رزق تن شدی عمری گرفتارچو خواهی عمر رزق جان به دست آر
به جان از طالبان علم و دین شواگر اینجا نیست سوی شهر چنین شو
چنان کاین رزق تن از نان و آبستحقیقت رزق جان از علم کتابست
به حکمت گر بخوانی آن کتابتیقین آن بس بود روز حسابت
و ما من دابه فی الارض گفته استنه بر من هست رزق فرض گفتهست
مگر باور نمیداری ز حق آنکه میسوزی به جان از بهر یک نان
مکن از بهر خوردن خلقسوزیکه با روز تو خواهد بود روزی
مرو چندان به دنبال نوالهطلب آن کن که با تو شد حواله
تو را گفته است رزق جان به دست آرکه رزق تن آید به خروار
تو را چون پادشا بر خوان نشاندگرسنه بر در اسیت نماند
توکل بر خدا باید همیشهنه بر تیر و کمان و کار و پیشه
به صنعت هر کسی دارد امیدینباشد بر خداشان اعتمیدی
به خلاقیش جمله خلق دانندولی رزاقیش را در گمانند
هر آن کس را که باشد عقل داندچو جانت داد بی روزی نماند
چو جانت داد بر تن کرد فیروزمعین کرد زرق تن همان روز
به تن میخور همیشه آب و نان رابه جان میجوی علم خاص جان را
چو بشناسی کهای و از کجائیبدانی عاقبت سر خدائی
مرا زان شمه معلوم گشته استسوی الله این دمم مفهوم گشته است
به هر جائی که هستم در شب و روزهمی گویم به آه گرم و دلسوز
خداوندا دلی بخش این گدا راکه اندر وی نبیند جز خدا را