بخش ۲۴ - در تحقیق بهشت و دوزخ
اگر تو خوی خوش داری به هر کاراز آن خویت بهشت آید پدیدار
وگر خوی بدت اندر ربایداز آن جز دوزخت خیری نیاید
چو دانستی که خوی خوش بهشت استهمانا خوی بد کفر است و زشت است
بهشت و دوزخ زیر زبان دانبهشتست سود و دوزخ را زیان دان
بهشت خود به خود میساز اینجاکه چون رفتی نیائی باز اینجا
بیا بشنو حدیث نیکمردانبه دانش خوی بد را نیک گردان
بهشت صورت ار چه دلپذیر استبه نسبت با حقیقت زمهریر است
مشو شاد از بهشت و نعمت اومترس از دوزخ و از نغمت او
چو صدیقان ز هر دو گرد آزادبجز در بندگی حق مشو شاد
تو حق را بندگی چون بندگان کنچو استحقاق آن داری به جان کن
بلا را همچو مردان شو خریدارکه قوت اولیا را نیست هموار
بهشت اندر مثل چون مطبخی دانکه باشد اندر او مرغان بریان
بهشت پر طعام از بهر عام استتو عامی میل تو سوی طعام است
به دنیا خوردن و در آخرت همچو بی خوردن نخواهی عمر یک دم
بجز خوردن اگر چیزی نخواهیمرنج از من اگر گویم تباهی
که حیوانی نه انسانی به مقدارکه میلت نیست جز سوی علفزار
اگر طاعت برای آن کنی توکه یابی مرغ خود بریان کنی تو
بهشت خاص بی ذوق و طعام استکه ذوق جان به حق ما لا کلام است
اگر طاعت تو را بهر نعیم استنه بهر حق جزای آن جحیم است
هر آنکس را که باشد عقل همراهنجوید مطبخ الا حضرت شاه
بدان خوبی جمال دوست حاضربه هر حالی که هستی بر تو ناظر
نشان ابلهی چیزی دگر نیستکه مطبخ جوئی و زانت خبر نیست
به نزد تو اگر خوردن بهشت استپس این دنیا بهشت است و چه زشتست
تو را با آخرت کاری نباشدوزان بر جان تو باری نباشد
بهشت و دوزخت خود هست موجودکه بشناسی به معنی گفت محمود
به صورت چون تنت خورد این جهان رابه دست آوری به معنی ذوق جان را