بخش ۲ - در حقیقت اسلام فرماید
چه فرقست ای پسر از جسم تا جانچنان دان فرق از اسلام و ایمان
بدان کاسلام باشد حکم ظاهربود ایمان نصیب جان طاهر
تو شرح صدر از اسلام میدانکه مکتوب است اندر قلب ایمان
مسلمانی به دنیا سود داردبود ز دهر هرکه او بهبود دارد
مسلمانی همین قول زبانستچو گفتی، خون و مالت در امانست
ولی در آخرت ایمانست در کاربرو مؤمن شو ای مسلِم دگر بار
اگر با تو کسی بد کرد، بد کردتو عفوش کن که او بر جان خود کرد
چو همسایه ز تو ایمن شد ای یارشدی مسلم همین معنی نگه دار
درِ اسلام باشد سوی دنیادر ایمان بود در کوی عقبی
ورای هر دوان راهی است برتربکوش آنجای رس، زین هر دو بگذر
به علم ار بگذری از اسلام و ایمانیقین اندر رسی در مُلک ایقان
یقین گردد تو را سرّ خدایینجویی بعد از این، از وی جدایی
اگر امروز بشناسی یقینییقین میدان که فردا هم ببینی
کسی کاینجا نیست از معرفت بارنبیند اندر آنجا هیچ دیدار
ز تن بگذر، برو در عالم جانکه حالی جان رسد آنجا به جانان
تنت آنجا به کلی فقد گرددبهشت نسیه حالی نقد گردد
بهشتی نه که میجویند هر کسبهشتی کاندرو حق باشد و بس
بهشت عامیان پر نان و آبستبه صورت آدمی لیکن دواب است
که جان آدمی زنده به علم استکدامین علم انکش بار حلم است
مسلمانی که این ایمان نداردتنی دارد ولیکن جان ندارد
کسی کز چشم دل گشته است اعمیوی از اموات میدان نی ز احیا
حیات عاریت را نیست مقدارحیات اصلی از مردی به دست آر
مرا زین کشف سرّ این بود مقصودکه بنمایم مقام پاک محمود