گنج

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

به نام آن که اول کرد و آخربه نام آن که باطن کرد و ظاهر
خداوند منزه پاک و بی عیبکه عالم را شهادت کرد از غیب
به هر وصفی که خوانی در شریعتدر آئی انس میدان در طریقت
توان اندر صفاتش ره بریدنولی در ذات او نتوان رسیدن
به دانش در صفاتش ره نیابندبه کلّی سوی ذاتش چون شتابند
بسی کوشند و گویند از صفاتشولی عاجز شوند از کنه ذاتش
نبی گفتا صفات او ندانندکه اندر ذات او چون ابلهانند
کسی کو ظن برد کاو هست واصلیقین دانم ندارد هیچ حاصل
کمال معرفت شد ما عرفناکاز آن گفتند خالصان ما عبدناک
هزاران قرن اگرچه علم خوانندسزاوار صفاتش هم نخوانند
تفکر را نماند آن جا مجالیبه جز حیرت ندارم هیچ حالی
نخواهم آن چه گوید مرد گمراهاز آن گفتارها استغفرالله
به قدر فهم و عقل خویش گویندیقین دارم اگر چه بیش گویند
نگویم که چنان و که چنین کردکه گاهی آسمان و گه زمین کرد
ولی دانم که او از امر واحدهمه موجود کرد و اوست واحد
یکی را در یکی زن هم یکی دانیکی از ذات پاکش بیشکی دان
نه از روی عدد کز راه وحدتیکی دانَش نه چون هر یک ز صفوت
بدان دارد که می‌بینم عیانشبه گفتن در نمی‌گنجد بیانش
سخن ترسم که در توحید رانمکه در تشبیه و در تعطیل مانم
هر آن چیزی که بتوان گفت این‌ستکه آن یک آسمان، این یک زمین است
زمین و آسمان اندر بیانشهر آن چیزی که هست او داد جانش
مر او را می‌رسد از خلق تحسینتعالی خالق الانسان من طین
ملائک در مقام خویش هر یکبه علم خویش می‌دانند بی شک