بخش ۵۹ - جواب
بت اینجا مظهر عشق است و وحدتبود زنار بستن عقد خدمت
چو کفر و دین بود قائم به هستیشود توحید عین بتپرستی
چو اشیا هست هستی را مظاهراز آن جمله یکی بت باشد آخر
نکو اندیشه کن ای مرد عاقلکه بت از روی هستی نیست باطل
بدان که ایزد تعالی خالق اوستز نیکو هر چه صادر گشت نیکوست
وجود آنجا که باشد محض خیر استوگر شری است در وی آن ز غیر است
مسلمان گر بدانستی که بت چیستبدانستی که دین در بتپرستی است
وگر مشرک ز بت آگاه گشتیکجا در دین خود گمراه گشتی
ندید او از بت الا خلق ظاهربدین علت شد اندر شرع کافر
تو هم گر زو ببینی حق پنهانبه شرع اندر نخوانندت مسلمان
ز اسلام مجازی گشت بیزارکه را کفر حقیقی شد پدیدار
درون هر بتی جانی است پنهانبه زیر کفر ایمانی است پنهان
همیشه کفر در تسبیح حق استو «ان من شیء» گفت اینجا چه دق است
چه میگویم که دور افتادم از راه«فذرهم بعد ما جائت قل الله»
بدان خوبی رخ بت را که آراستکه گشتی بتپرست ار حق نمیخواست
هم او کرد و هم او گفت و هم او بودنکو کرد و نکو گفت و نکو بود
یکی بین و یکی گوی و یکی دانبدین ختم آمد اصل و فرع ایمان
نه من میگویم این بشنو ز قرآنتفاوت نیست اندر خلق رحمان