گنج

بخش ۵۷ - اشارت به خرابات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۶ بیت
خراباتی شدن از خود رهایی استخودی کفر است ور خود پارسایی است
نشانی داده‌اندت از خراباتکه «التوحید اسقاط الاضافات»
خرابات از جهان بی‌مثالی استمقام عاشقان لاابالی است
خرابات آشیان مرغ جان استخرابات آستان لامکان است
خراباتی خراب اندر خراب استکه در صحرای او عالم سراب است
خراباتی است بی حد و نهایتنه آغازش کسی دیده نه غایت
اگر صد سال در وی می‌شتابینه کس را و نه خود را بازیابی
گروهی اندر او بی پا و بی سرهمه نه مؤمن و نه نیز کافر
شراب بیخودی در سر گرفتهبه ترک جمله خیر و شر گرفته
شرابی خورده هر یک بی‌لب و کامفراغت یافته از ننگ و از نام
حدیث و ماجرای شطح و طاماتخیال خلوت و نور کرامات
به بوی دردیی از دست دادهز ذوق نیستی مست اوفتاده
عصا و رکوه و تسبیح و مسواکگرو کرده به دردی جمله را پاک
میان آب و گل افتان و خیزانبه جای اشک خون از دیده ریزان
گهی از سرخوشی در عالم نازشده چون شاطران گردن افراز
گهی از روسیاهی رو به دیوارگهی از سرخ‌رویی بر سر دار
گهی اندر سماع از شوق جانانشده بی پا و سر چون چرخ گردان
به هر نغمه که از مطرب شنیدهبدو وجدی از آن عالم رسیده
سماع جان نه آخر صوت و حرف استکه در هر پرده‌ای سری شگرف است
ز سر بیرون کشیده دلق ده تومجرد گشته از هر رنگ و هر بو
فرو شسته بدان صاف مروقهمه رنگ سیاه و سبز و ازرق
یکی پیمانه خورده از می صافشده زان صوفی صافی ز اوصاف
به مژگان خاک مزبل پاک رفتهز هر چ آن دیده از صد یک نگفته
گرفته دامن رندان خمارز شیخی و مریدی گشته بیزار
چه شیخی و مریدی این چه قید استچه جای زهد و تقوی این چه شید است
اگر روی تو باشد در که و مهبت و زنار و ترسایی تو را به