گنج

شمارهٔ ۹۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابکن۱۵ بیت
هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کنبرخیز و عزم آن در میمون جناب کن
ساکن روا مدار تن سایه خسب راجنبش چو ذره در طلب آفتاب کن
تا چون ستاره مشعله دار تو مه شودبیدار باش در شب و در روز خواب کن
زین بیشتر زیاده بود گفتن ای پسرعمرت کمی گرفت، برفتن شتاب کن
زآن پیشتر که بارگی وقت سرکشدرو دست در عنان زن و پا در رکاب کن
اول در مجامله بر خویشتن ببندپس خانهٔ معامله را فتح باب کن
نفست بسی دراهم انفاس صرف کردزآن خرج و دخل روز بروزش حساب کن
در راه هرچه نفس بدان ملتفت شودگر خود بهشت باشد از آن اجتناب کن
گر او بشهد آرزویی کام خوش کندآن شور بخت را نمک اندر جلاب کن
خواهی که بر حقیقت کار افتدت نظربر روی حال خود ز شریعت نقاب کن
چون عشق دوست ولوله اندر دلت فگندبر خویشتن چو زلزله خانه خراب کن
فعلی که عشق باطن آن را صواب دیددر ظاهر ار خطاست برو ارتکاب کن
هم پای برفراز سلالیم غیب نههم دست در مشیمهٔ ام الکتاب کن
زآن پس بگو اَنا هُو یا من هُو اَنااز معترض مترس و بجانان خطاب کن
بیم سرست سیف از این شطحها تراشمشیر نطق را پس ازین در قراب کن