گنج

شمارهٔ ۳۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انتواند۲۴ بیت
خسروا خلق در ضمان تواندطالب سایهٔ امان تواند
غافل از کار خلق نتوان بودکه بسی خلق در ضمان تواند
ظلمها می رود بر اهل زمانزین عوانان که در زمان تواند
چون نوایب هلاک خلق شدنداین جماعت که نایبان تواند
هیچ کس را نماند آسایشتا چنین ناکسان کسان تواند
مایه بستان ازین چنین مردمکز پی سود خود زیان تواند
برکن آتش چو پیهشان بگداززآنکه فربه بآب و نان تواند
با تو در ملک گشته اند شریکراست گویی برادران تواند
دست ایشان ز ملک کوته کنور چو انگشت تو از آن تواند
رومیان همچو گوسپند از گرگهمه در زحمت از سگان تواند
همچو سگ قصد نان ما دارندگربگانی که گرد خوان تواند
یا چو سگ پای آدمی گیرندهمچو سگ سر بر آستان تواند
کام خود می کنند شیرین لیکعاقبت تلخی دهان تواند
مردم از سیم و زر چو صفر تهیاز رقوم قلم زنان تواند
بزبانشان نظر مکن زنهارکه بدل دشمنان جان تواند
دعوی دوستی کنند ولیکدوستان تو دشمنان تواند
تو برفعت سپاه تو باثرآسمانی و اختران تواند
در زمین مشتری اثر باینداخترانی کز آسمان تواند
نیکویی کن که نیکوان بدعااز حوادث نگاهبان تواند
در زوایای مملکت پیرانداعی دولت جوان تواند
ناصحان همچو سیف فرغانیسوی فردوس رهبران تواند
آنکه منبرنشین موعظتندبسوی خلد نردبان تواند
تا که بر نطع مملکت ای شاهدو سه استیزه رو رخان تواند
اسب دولت بسر درآید زودکین سواران پیادگان تواند