شمارهٔ ۲۸
دین و دولت قرین یکدگرندهمچنین بود و همچنین باشد
دولتی را که دین کند بنیادهمچو بنیاد دین متین باشد
بقرانها زوال ممکن نیستدولتی را که دین قرین باشد
هست ای شاه دولت بی دینخاتمی کش خزف نگین باشد
مهربانی طمع مدار ز خلقدین چو با دولتت بکین باشد
نیست حاجت بعون و نصرت کسدولتی را که دین معین باشد
دنیی و آخرت ببردی اگردولت تو معین دین باشد
توأمانند ملک و دین باهمشمع همزاد انگبین باشد
صاحب دولت ار بود دین دار،خصمش ار شاه روم و چین باشد
دست و دولت ورا بود بمثلگر علمدارش آستین باشد
همنشین باش با نکوکارانمرد نیکو بهمنشین باشد
بزرش همچو گلشکر بخرندخار چون با ترانگبین باشد
سرکه چون با عسل درآمیزدنام نیکش سکنجبین باشد
بشنو پند سیف فرغانیکه سخنهای او گزین باشد
بتوانگر که ملک دارد و مالتحفهٔ اهل فقر این باشد