گنج

شمارهٔ ۶۰

من می‌روم و دلم برِ تستجان نیز ملازم درِ تست
گرچه نبود دلت برِ منای دلبر من دلم برِ تست
با بنده اگرچه سر گرانیسوگند گران من سر تست
گر چاکر اگر غلام خواهیاین بنده غلام و چاکر تست
پهلوی جمالت ای دلارامفربه ز میان لاغر تست
خاصیت آب زندگانیاندر لب روح پرور تست
ای از تن تو شده پر از گلپیراهن تو که در بر تست
رویی بنما که چشم جانهاروشن به رخ منور تست
ملک دل و جان گرفتی آریسلطانی و حسن لشکر تست
ای شهد روان به گاه خندهزآن پسته که تنگ شکر تست
زآن پسته به سیف شکرش دهبستان ز وی آنچه درخَور تست