شمارهٔ ۵۸
دلبری کز لطف گویی بر تنش جان غالبستحسن بر رویش چو نزهت بر گلستان غالبست
نیکوان را بر بدن غالب بود اوصاف روحبر بهشتی گرچه تن دارد ولی جان غالبست
ملک سلطانیست او را در جمال و حسن از آنعشق او بر بنده چون بر ملک سلطان غالبست
آب حیوانست مضمر در لب لعلش ولیکچون سخن گوید شکر بر آب حیوان غالبست
گرچه در دعوی خوبی ماه را حجت قویستآفتاب روی او بر وی ببرهان غالبست
ور مرا از وی نداند کس عجب نبود ازآنکهرکه چیزی دوست می دارد برو آن غالبست
گرچه در انعام عام او تأمل میکنمبار جای وصل بر من خوف هجران غالبست
چون زنان پوشیده باید داشت از نامحرمانآنچه از اسرار او بر جان مردان غالبست
سیف فرغانی ز درد عشق او احوال خویشبا گروهی گو که این حالت برایشان غالبست