شمارهٔ ۴۹۲
ای خرد با عشق تو تنگ آمدهحسن با روی تو همرنگ آمده
با تو جانی هست از معنیِ حُسنقالب صورت بر او تنگ آمده
بر طرب رود جمالت حسن و لطفچون دو صوت اندر یک آهنگ آمده
لعل میگونت که جان مست وی استشیشههای توبه را سنگ آمده
بر تنِ چون عود از دستِ غمتهر رگی در ناله چون چنگ آمده
با تو نامِ ما ز ما برخاستهای مرا بی تو ز من ننگ آمده
در رهِ عشقت که منزل جز تو نیستهر دو عالم چون دو فرسنگ آمده
سیف فرغانی ترا در کوی دوستبار افتادست و خر لنگ آمده
در ره وصفش جهانی رفتهاندلیک کس نبوَد برین تنگ آمده