شمارهٔ ۳۹۲
گر عیب کنی که زار می نالممن زار ز عشق یار می نالم
بلبل چو بدید گل بنالد منبی دلبر گل عذار می نالم
از عشق گل رخش بصد دستاندلسوزتر از هزار می نالم
بی قامت همچو سرو او دایمچون فاخته بر چنار می نالم
در چنگ فراق آهنین پنجهباریک شدم چو تار می نالم
گرچه به نصیحتم خردمندانگویند فغان مدار می نالم
چون دیگ پرآب بر سر آتشمی جوشم و زار زار می نالم
چون چنگ فغانم اختیاری نیستاز دست تو ای نگار می نالم
تا همچو نیم دهان نهی بر لبدور از تو رباب وار می نالم