شمارهٔ ۳۵۲
چو بیند روی تو ای نازنین گلکند بر تو هزاران آفرین گل
تو با این حسن اگر در گلشن آیینهد پیش رخت رو بر زمین گل
اگر بلبل کند ذکر تو در باغز نامت نقش گیرد چون نگین گل
چو از ذکر لبت شیرین کند کامشود در حلق زنبور انگبین گل
گلی تو از گریبان تا بدامنبهر جانب بریز از آستین گل
اگر در خانه گل خواهی بهر وقتبرو آینه برگیر و ببین گل
ندارد باغ جنت همچو تو سرونباشد شاخ طوبی را چنین گل
برنگ و بو چو تو نبود که چون توخط و خالی ندارد عنبرین گل
اگر با من نشینی عیب نبودکه دایم خار دارد همنشین گل