شمارهٔ ۲۰۶
مقبل آن قومی که با تو عشق دعوی کرده اندوز دو عالم قصد آن درگاه اعلی کرده اند
روضه مأوی نمی خواهند و نخلستان خلدبینوایانی که در کوی تو مأوی کرده اند
زندگی تن چو جان را مانع است از روی توعاشقان زنده دل مردن تمنی کرده اند
عاشقان از بهر جانان ترک عالم گفته اندزاهدان از بهر جنت ترک دنیی کرده اند
عاشق عالی نظر را کآرزو دیدار تستکحل چشم جانش از نور تجلی کرده اند
خال بر روی تو گویی از سواد چشم حورنقش بندی بر بیاض دست موسی کرده اند
زآه عشاق تو مرده زنده می گردد مگرتعبیه در وی دم احیای عیسی کرده اند
عشق ورز ار نام خواهی ای پسر کاهل سخناز برای عشق مجنون ذکر لیلی کرده اند
سیف فرغانی اگر بد گفت و گر نیک از کرمبشنو و عیبش مکن کز غیبش املی کرده اند