بخش ۱۳ - در قناعت و انزوای خویش گوید
ای که در زیر طبع گردونیچند گویی مرا که از دونی
با چنین گنج در چنین گنجیچه گنه گنج را تو ناگنجی
رنج با گنج و زحمت نااهلچون بریدی طمع ترا شد سهل
زحمت خود ز اهل عصر بکاههرچه خواهی ز خالق خودخواه
خلق را جمله صورتی انگارهیچی از هیچ خلق طمع مدار
جُرم من اندرین چه میدانیچون بدیدی کمال نادانی
نرسد در ولایت دل خویشهیچ بیحوصله به حاصل خویش