گنج

بخش ۱۸ - فی مذمّة الختن

کیست این هست مر مرا دامادکرده حمدان ز بهر زن پر باد
گه و بیگه درآید از درِ توکام و ناکام گشته همسر تو
گشته معروف هرکه و هرجایکیست این مر مراست خواهر گای
گادن آنگه کند که گیرد زرکس خواهر به زر درد آن خر
وان زمانی که سیم نستاندای بسا گاو و خر که برراند
هر تجمل که دارد از پی کیربدهد وان دنس نگردد سیر
چون نماند درم طلاق دهدچک بیزاری و فراق دهد
سال و مه گادن به زر کند اوچون نماند درم به در کند او
خاک بر فرق خواهر و دامادکه نگردد کسی از ایشان شاد
هرکه خواهد جماع سیم دهدزر به معشوق خود سلیم دهد
زانکه داماد تا نیابد سیمنکند فرج خواهرت به دو نیم
آنکه او خواهرت همی گایدمرگ بابات را همی پاید
دور باد ای برادر از ما دورخواهر و دختر ار چه بس مستور