گنج

بخش ۱۶ - در نکوهش حرص گوید

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۳ بیت
حرص بگذار و ز آز دست بدارحرص و آزست مایهٔ تیمار
حرص را ز آنکه قهر خواند الهعاقل از وی بدان نساخت پناه
هرکه او حرص را امام کندخواب و خور جملگی حرام کند
نقش رنگین و هیچ جان نه دروخوان زرین و هیچ نان نه برو
حرص نقشیست هیچش اندر زیرنکند هیچ هیچ کس را سیر
هرکه را دیو حرص مهمان بُردتو حقیقت شنو که گرسنه مرد
آز پر باد چون درو پیچیکدخداییست خانه پر هیچی
هرکه او آز را متابع گشتبگذشت از ثلاث و رابع گشت
به غروری ببرده خواب همهنان نداده ببرده آب همه
خلق ازین گردخوان دیرینهدیده سیلی و هیچ سیری نه
تا قیامت نخورده مهمانشیک شکم نان سیر بر خوانش
این دو در دوزخ از درون تو بازصورتش سوی عقل شهوت و آز
زین دو گر در فنا نپرهیزیدر بقا از درونشان خیزی