گنج

بخش ۴۵ - حکایت در این معنی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۶ بیت
نه بپرسید از جحی حیزیکز علیّ و عُمر بگو چیزی
گفت با وی جحی که اندُه چاشتدر دلم مهر و بغض کس نگذاشت
شره لقمه آن چنانم کردکز تعصّب شدم به یک ره فرد
مر مرا کار خورد و خفت آمدبا دلم اکل و شرب جفت آمد
هرکه او بیش خورد بیش ریدنه چو لقمان ز لقمه بیش زید
مرد با مال بی‌یقین باشدسیر خورده گرسنه دین باشد