گنج

بخش ۲۸ - در معنی آنکه عاقلان بی‌غم نباشند

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۱ بیت
معرفت را شرف پناهِ شماستمغفرت را علف گناه شماست
آدمی بهر بی‌غمی را نیستپای در گِل جز آدمی را نیست
همه مقصود آفرینش اوستاهل تکلیف و عقل و بینش اوست
عرش و فرش و زمان برای ویستوین تبه خاکدان نه جای ویست
او در این خاک توده بیگانه استزانکه با عقل یار و همخانه است
خنده و گریه آدمی داندزانکه او رنج و بی‌غمی داند
شادی از اهل عقل بیگانه استآدمی را خود اندُه از خانه است
غم در آنست کز تن آسانیبی‌غمی را تو غم همی خوانی
غم تو را می‌خورد ز بی‌خطریتو چنان کس نه‌ای که غم نخوری
چون ترا خورد و گشت فربه غمغم تو شد فزون و مردی کم
علف غم تویی در این عالمچون تو رفتی علف نیابد غم