بخش ۱۵ - اندر طلب دنیا
هرکه جست از خدای خود دنییمرحبا لیک نبودش عقبی
هردو نبود به هم یکی بگذارزان سرای نفیس دست مدار
هست بیقدر دنیی غدّارمر سگان راست این چنین مردار
وانکه از کردگار عقبی خواستگر مر او را دهیم جمله رواست
زانکه گشتای خوب کاران راستجمله عقبی حلال خواران راست
وانکه دعوی دوستی ما کرداز تن و جان او برآرم گرد
هیچ اگر بنگرد سوی اغیارزنده او را برآورم بردار
دانی از بهر چیست رنج و عنازانکه اللّٰه اَغیَرُ منّا
تن خود از دین به کام دارد مردهرچه جز حق حرام دارد مرد