بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گوید
شاهد پیچ پیچ را چکنیای کم از هیچ هیچ را چکنی
ای دو بادام تو چو گوز گرومانده از دست کودکان در گو
چه کنی باد چون وفاجویانعمر در وعدهٔ نکورویان
شاهدان زمانه خرد و بزرگچشم را یوسفند و دل را گرگ
نقش پر آفتند چینیوارچشم را گل دهند و دل را خار
باز از این دلبران عالم سوزعشقشان آتش است و دلها کوز