گنج

بخش ۱۳ - در ذکر قوای حاسّه و حافظه

نفس کو مر ترا چو جان دارستبی‌ تو در جسم تو بسی کارست
گرچه آن پنج شحنه بی‌کارندسه وکیل از درونت بیدارند
آن کند هضم و این کند قسمتآن برد ثفل و این نهد نعمت
آن نماید ره این کند تدبیراین شود حافظ آن کند تعبیر
آن نبینی که چون به خواب شویفارغ از زحمت و عذاب شوی
از برای فراغت و خوابتوز برای صلاح و اسبابت
اندرین خاکدان ز آتش و بادز آب روی تو برد خاک نژاد
تا ترا بر سریر سرِّ خردبنشاند ز بهرِ راحت خود
تو بر آسوده و خرد بر کارتو بخفته درونت او بیدار