بخش ۹ - ذکر تفضیلش
نور کز خلق او مؤثّر شدچشمهٔ آفتاب و کوثر شد
پیش آن مقتدای رحمانیعقل با حفص شد دبستانی
قدم صدق یافت نقل از ویوز عقیله برست عقل از وی
چون درآمد به مرکز سفلیگفت دین را هنوز تو طفلی
دایگی کرد دین یزدان راتا بپرورد نورِ ایمان را
پیش او گوش گشته عقل همهپیش او فاش گشته نقل همه
هر مصالح که مصطفی فرمودعقل داند که گوش باید بود
عقل در پیش اوست همچو رهیزانکه زو یافت عقل روزبهی
عقل در مکتب هدایت اوستزیرکی عقل از بدایت اوست
کرده مهمان ز بیم گمراهیعقل کلّ را به امر اللّهی
عقل داودوار در محرابپیش او خرّ راکعاً و اناب
پیش او عقل قد خمیده رودتو به پای آیی او به دیده رود
ره نمای تو راه ایمانستعقل در کار خویش حیرانست
عقل تو در مراتب دل و تنزندگانی دهست و زندان کن
ره نمایندهٔ تو یزدانستکه پذیرای عقل مردانست
عقل و فرمان کشیدنی باشدعشق و ایمان چشیدنی باشد
این دو بیرون ز عقل و جان خیزداین برآن آن برین نیامیزد
شرع او روح عقل روحانیسترای تو یار دیو نفسانیست
چون سرای بهر چشم زخم بزنعقل را پیش شرع او گردن
هرکجا شرع روی خویش نمودرای در گرد سمّ او فرسود
عقل خود کار سرسری نکندلیک با دین برابری نکند
هست با شرع کار رای و قیاسهمچو پیش کلام حق وسواس
رای شرع آنکه نفس را سوزدرای عقل آنکه شعله افروزد