گنج

بخش ۱۹ - فی تخصیص ابی‌بکر علی کافّة الناس

دل احمد ز کون بود نقطآدم و جمله انبیا برخط
انبیا خطِ دائره بودندهمه بر خط جمال بنمودند
وان صحابی که چون ستاره بدندهمه پرگار گرد داره بدند
آنچه گفت احمد آن رسول گزیناول الخلق و آخرالبعث این
زانکه اول نقط بُد و پس خطخط دوم خلق بود بعد نقط
جان بوبکر خط اوسط بودنه ز خط بُد عتیق در خط بود
هادی راه ره نمود او راهیچ جمعیّتی نبود او را
گرچه اصحاب کهف از پی راهجمله گشتند از آن خلل آگاه
زرق و تلبیس و مکر دقیانوسگشت معلومشان که هست فسوس
آنکه از گربه‌ای رمان باشدکی خدای همه جهان باشد
یا سه یا پنج یا که هفت بدندبود جمعیّتی چو جمع شدند
بعد از آن سگ متابعت بنمودتا از آن یک قدم ورا بُد سود
گاه بوبکر خود نبد جمعیاز هدایت بیافت او شمعی
لفظ سیّد چو در زمان بشنیددر شب داج راه راست بدید
به یکی لفظ وی بداد اقرارگشت از اصنام و از وثن بیزار
لاجرم در میان دایره بودبی‌زیان مر ورا برآمد سود
انبیا بُد خط و رسول نقطجان بوبکر در میانهٔ خط
صدهزاران ترحّم و رضواناز سنایی به جام او برسان