بخش ۱۴ - صفت بعث و ارسال وی علیهالسّلام
از خدای آمده بر جانتبه رسالت به شهر ویرانت
بیخودی تخت و بیکلاهی تاجلشکرش رعب و مرکبش معراج
سیرت و خلق او مؤکّدِ حلمخرد و جان او مؤیّدِ علم
پشت احمد چو گشت محرابیپیش روی آمدی چو اعرابی
شده جبریل در موافقتشبدوی صورت از موافقتش
جبرئیل از پی دعا کردنراست انگشت و خم سر و گردن
که نمودی چو شرقی از غربیرای او روی دحیة الکلبی
از گریبان بعث سر بر کرددامنِ شرع پر ز گوهر کرد
کرده پیشش نثار در محشرهشت حمال عرش و هفت اختر