گنج

بخش ۴۶ - فی رؤیا الأثواب و الأوانی

جامهٔ کهنه رنج و اندوه استجامهٔ نو ز دولت انبوه است
بهترین جامه‌ای بود هنگفتمر مرا اوستاد چونین گفت
مر زنان راست جامهٔ رنگیناصل شادی و راحت و تزیین
جامهٔ سرخ مایهٔ شادیستسال و مه بخت از او به آزادیست
جامهٔ هیبت است رنگ سیاهور بود زرد درد و محنت و آه
جامه‌های کبود اندوهسترنج بر دل فزونتر از کوهست
طیلسان و ردا کمال بُوَدکیسه و صره اصل مال بُوَد
نردبان اصل و مایهٔ سفرستلیک زان مرد را همه خطرست
آسیا مردم امین باشدآنکه در خانه به گزین باشد
دام باشد به خواب بستن کارآینه زن بُوَد نکو هُش دار
بستگی آیدت ز قفل پدیدچون گشایش که آیدت ز کلید