گنج

بخش ۳۰ - اندر شُکر گوید

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۵ بیت
آدمی سوی حق همی پویدآن نکوتر که شکر او گوید
اوست بی‌شکل و جسم و هفت و چهارایزد فرد و خالق جبّار
شکل و جسم و طبایع و تبدیلآدمی راست ماه و سال عدیل
موضع کفر نیست جز در رنجمرجع شکر نیست جز سرِ گنج
چون شدی بر قضای او صابرخواند آنگاه مر ترا شاکر
شکرگوی از پی زیادت راعالم‌الغیب والشهادة را
شکّر شکر او که داند رُفتگوهر ذکر او که داند سُفت
او ببخشد هم او ثواب دهداو بگوید هم او جواب دهد
هرچه بستد ز نعمت و نازتبه از آن یا همان دهد بازت
گیرم از مویها زبان گرددهر زبان صد هزار جان گردد
تا بدان شکر او فزون گویندشکر توفیق شکر چون گویند
پس سوی شکر نعمتش پویندگر بگویند هم بدو گویند
تن و جان از پی قضا در سکردل ترنّم‌کنان که یارب شکر
ورنه در راه دانش و تدبیراز زن و مرد و از جوان و ز پیر
کورْچشمان عالمِ هوسندعور جسمان چو مور و چو مگسند