گنج

بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوة

راد مردی کریم پیش پسرداد چندین هزار بدرهٔ زر
پسرش چون بدید بذل پدرتر زبان شد به عیب و عذل پدر
گفت بابا نصیبهٔ من کوگفتش ای پور در خزانهٔ هو
قسم تو بی وصی و بی‌انبازمن به حق دادم او دهد به تو باز
اوست چون کارساز و مولی مااو نه بس دین ما و دنیی ما
او به جز کارساز جانها نیستنکند با تو ظلم از آنها نیست
هریکی را عوض دهد هفتادچون در بست بر تو ده بگشاد