شمارهٔ ۹۲
ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخبی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید
هرچ آن تو طمع داری کاید ز کواکبویحک همه از حکم قضای ازل آید
روزی که به دیوان مثلا دیرتر آییترسی که در اسباب وزارت خلل آید
گفتهست سنایی که ترا با همه تعظیمای بس که به دیوان وزارت بدل آید