گنج

شمارهٔ ۹۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: لاید۶ بیت
نمی‌داند مگر آنکس مراد از کشف حال آیدکه کشف حال را در حال بی‌حالی زوال آید
زوال حال آن باشد کمال حال بی‌حالانکه درگاه زوال حال بی‌حالان مجال آید
اگر چه هر که در کوی هدی باشد به شرع اندرچو در کول جلال آید همه خویش جلال آید
ز حال آنگه شود صافی دل بدحال مردی راکه از کوی هدی بی‌حال در کوی ضلال آید
نهان گشتست حال کشف در دلهای مشتاقانتو آوازی بر آر از دل چنان دل کز خیال آید
به جامی عذر یکسان شد سنایی را به هر حالیز تلخی عیش او دایم همی بوی زلال آید