شمارهٔ ۲۸۵
خیز تا می خوریم و غم نخوریموانده روز نامده نبریم
تا توانیم کرد با همه کسرادمردی و مردمی سپریم
قصد آزار دوستان نکنیمپردهٔ راز دشمنان ندریم
نشنویم آنچه ناشنودنیستزانچه ناگفتنیست درگذریم
ما که خواهیم جست عیب کسانعیب خود بر خودی همی شمریم
ای که گفتی که عاقبت بنگرما نه مردان عاقبت نگریم
بندهٔ نیکوان لاله رخیمعاشق دلبران سیمبریم
شب نباشیم جز به مصطبههاروز هر سو به گلخنی دگریم
می کشان و مقامران دغاهمه از ما بهند و ما بتریم
پاکبازان هر دو عالم رابه گه باختن به جو نخریم
دوستار نگار و سرخ مییمدشمن مال مادر و پدریم
پدران را خدای مزد دهادنه چو ما کس که ناخلف پسریم