گنج

شمارهٔ ۲۷۷

تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیماندر صف دلسوختگان نام گرفتیم
در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیمدر کنج خرابات می خام گرفتیم
از مدرسه و صومعه کردیم کنارهدر میکده و مصطبه آرام گرفتیم
خال و کله تو صنما دانه و دامستما در طلب دانه ره دام گرفتیم
یک چند به آسایش وصل تو به هر وقتاز بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم
امروز چه ار صحبت ما گشت بریدهاین نیز هم از صحبت ایام گرفتیم