گنج

شمارهٔ ۲۵ - و برای او

قافیه: ین۱۲ بیت
ای به محرابِ عبادت، کُشته از شمشیرِ کین / یا امیرالمؤمنین!شد سیه‌پوش از غمِ داغِ تو جبریلِ امین / یا امیرالمؤمنین!
با‌خبر از تیغِ بن‌ملجم تو بودی برملا / یا علی! آخر چرابازویِ خیبر‌گشا بیرون نکردی ز آستین؟ / یا امیرالمؤمنین!
تا که ننماید کسی انکار از «شق‌القمر» / بعدِ پیغمبر دگرزیرِ تیغِ کافری، گردن نهادی بر زمین / یا امیرالمؤمنین!
بود طوقِ بندگی بر گردنت از دادگر / طوق شمشیر دوسرشد وضویِ طاعتت ای شاه، از خونِ جبین / یا امیرالمؤمنین!
تو به راهِ دادگر اندر وفا جان می‌دهی / جان به جانان می‌دهیاهلِ دنیا رخنه اندازند در دینِ مبین / یا امیرالمؤمنین!
از جفا یعنی حسینت را به دشتِ کربلا / با تمامِ اقرباسر ز تیغِ کین جدا سازند قومِ مشرکین / یا امیرالمؤمنین!
هرچه می‌گفت ای لعینان! سوختم، یک قطره آب / کس نمی‌دادش جواببا لبِ عطشان جدا شد سر ز جسمش بی‌مُعین / یا امیرالمؤمنین!
از دوجا آمد جدا، دست از تنِ فرزندِ تو / یعنی از دلبندِ تواز جفایِ ساربان و بَجدَلِ بیرون‌ ز‌ دین / یا امیرالمؤمنین!
با یتیمان دل‌نوازی‌ها تو می‌کردی ولی / در زمانه یا علی!شد یتیمانِ حسین، سیلی‌خورِ شمرِ لعین / یا امیرالمؤمنین!
پا ز حکمِ «اَکِرمِ الضیفِ» نبی بیرون نهاد / خولیِ کافر نهادکرد با خاکِ سیه، رأسِ حسینت همنشین / یا امیرالمؤمنین!
شرم دارم از تو در دوران که گویم بی‌نقاب / جانبِ بزمِ شرابشد روانه دخترت با کودکانِ دل‌غمین / یا امیرالمؤمنین!
خسروا! «صامت» نواخوان شد به گلزارِ عزا / از غمِ آلِ عبادستگیرم شو ز لطفِ خود به روزِ واپسین / یا امیرالمؤمنین!