گنج

شمارهٔ ۱۳ - و برای او همچنین

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)۲۴ بیت
چون دید زینب، شمر را به میدانبر سینهٔ شاهنشهِ شهیدان
بر سَر زد و گفتا به آه و افغاندر نزدِ ابنِ‌سعدِ نامسلمان:
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نَسَب حسین است)
ظالم! چگونه می‌کنی نظاره؟کز هر طرف، پیاده و سواره
جسمِ حسین سازند پاره‌پارهاز خنجر و تیر و سنان و پیکان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
ای بی‌حیا! مگر دلت ز سنگ است؟بر عترتِ رسول، کار تنگ است
کفار را از کردهٔ تو ننگ استآخر حسینِ من بُوَد مسلمان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
نبود روا، کنند یک سپاهیچندین جفا در قتلِ بی‌گناهی
غیر از حسین نبوَد مرا پناهیرحمی نما بر حالِ این غریبان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
این بی‌گنه، سبطِ پیمبرِ توستکامروز دستگیرِ لشکرِ توست
در زیرِ خنجر، در برابرِ توستزار و غریب و بی‌مُعین و عطشان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
از تشنگی رفته ز پیکرش تاببر وی بده بهرِ خدا، کفی آب
او را به وقتِ مرگ کن تو سیرابراضی مشو عطشان حسین دهد جان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
ای کرده راهِ کفر و کینه را طی!گشته بهارِ بی‌کسان ز تو دِی
آخر کشیدی بهرِ گندمِ ریخنجر در این صحرا به رویِ مهمان!
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)
هر چند زینب کرد بی‌قراریسیلِ سرشک از دیده کرد جاری
ننمود او را ابنِ‌سعد یاریگفتا چو «صامت» با دلِ پریشان:
(ای ابنِ‌سعد! این تشنه‌لب حسین است)(این خسروِ عالی‌نسب حسین است)