شمارهٔ ۱۴ - و برای او همچنین
به عزلت گوشهای از هفت کشور داشتن بهترغم سر داشتن از تاج و افسر داشتن بهتر
زند آن کس که در ملک فقیری نوبت شادیتواند آن زمان دل از جهان برداشتن بهتر
چه آخر طعمه موران خاکست این تن فربهز رنج گوشهگیری جسم لاغر داشتن بهتر
بود هر خنده را صدها هزاران گریه اندر پیز اشک نیمهشبها دیدهٔ تر داشتن بهتر
چه آخر هست بهر دیگران و بایدت رفتنسر خاک سیه از خاک قیصر داشتن بهتر
کم و بیش جهان خواهد گذشتن ای جهاندارانغم بیچارگی از روز محشر داشتن بهتر
گرفتم سر به سر زان تو باشد ملک اسکندرتو را عبرت ز دارا و سکندر داشتن بهتر
ز اسباب تجمل کس نبرد از این جهان سودیبه صحرای قیامت کوکب و فر داشتن بهتر
ندانی هرکه بامش بیش برفش بیشتر باشدز کالای تمتع هرچه کمتر داشتن بهتر
حدیث «انما اموالکم» گر خواندهای دانیز آفات جهان خود را توانگر داشتن بهتر
مشو مغرور اگر در هفت اقلیمست اورنگتخط آزادگی از هفت کشور داشتن بهتر
تو را چون فاعل مختار بنمودند ای عاقلز گودال جهنم حوض کوثر داشتن بهتر
منه طوق عبودیت به گردن در برِ بندهکه گردن در کمندحکم داور داشتن بهتر
برون کن عادت گرگی ز سر ای روبَهِ مسکیناگر مردی تو را طبع غضنفر داشتن بهتر
چرا خو کردهای بر لاشهٔ مردار هر کرکسجهان را چون هما در سایهٔ پر داشتن بهتر
ترا گر دعوی شیریست با گرگ اجل بستیزبلی شمشیر وقت جنگ جوهر داشتن بهتر
نشد از سربلندی هیچکس را رتبهای حاصلبه خاک هر قدم خود را برابر داشتن بهتر
مبین بر خندهٔ دنداننمای دهر دون (صامت)حذر از کید این زال مُزَوَّر داشتن بهتر