شمارهٔ ۵۹ - و برای او همچنین
چرا به عهد خود ای کوفیان وفا نکنیدحمایت از من بیکس به کربلا نکنید
من غریب و حریم مرا به عین عطشبرای چیست که سیر آب از وفا نکنید
چه کردهام من مظلوم بیگناه غریبکه چشم خود به من از روی رحم وانکنید
برای یاری من جملگی کمر بستیدکنون گذشته ز یاری به من جفا نکنید
رها کنید مرا تا روم بروم و فرنگمن اربدی به کسی کردهام شما نکنید
مگر میان شمایک خداپرستی نیستکه بر من و سخنم هیچ اعتنا نکنید
مگر رسول خدا جد من نمیباشدچرا ز جد من بیگنه حیا نکنید
اگر که گشته فراموششان ز حق نبیبه من ستم ز پی خاطر خدا نکنید
اگر به یاد خدا نیستید ظلم به منبرای محشر و هنگامه جزا نکنید
اگر به روز جزا نیست اعتقاد شماحمیت عربی را ز کف رها نکنید
جهان خراب شد از اشک دیده (صامت)دیگر سخن ز غم شاه نینوا نکنید