گنج

شمارهٔ ۱۳ - وداع حضرت زینب(ع)

وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فعقافیه: ابرفتم۱۱ بیت
بمان برادر به استراحت که من به شام خراب رفتمببانک کوس و نی و نقاره به سوی بزم شراب رفتم
شدی تو بیسز تیغ قاتل طپان به خونی چو مرغ بسملببین بباز و مرا سلاسل به گردن از کین طناب رفتم
ز جور اعدا تو پاره پاره به تن فزون زخمت از ستارهدمی به خواهر بکن نظاره که با دو صد انقلاب رفتم
امان ندادند سپاه بی‌دین کفن نمایم به چشم خونینتن شهیدان آل یاسین به ناله و اضطراب رفتم
تو مانده عریان در این بیابان فتاده بی‌سر به خاک سوزانمن ستمکش به چنگ عدوان به عارض بی‌نقاب رفتم
وطن تو در کربلا نمودی مرا ز دستت جدا نمودیتو در امانت وفا نمودی کنون من اندر عذاب رفتم
مرا بدین بود کنم عروسی برای قاسم بدیده بوسیز جور این چرخ آبنوسی عجب عجب کامیاب رفتم
چون شد گل روی اکبر من ز جور گلچین خزان به گلشنز گریه بر گل نموده دامن روان به بوی گلاب رفتم
مکن شکایت ز دست خواهر که بی‌وفا من نیم برادرسرت براهم شده است رهبر اگرچه با صد شتاب رفتم
روم به بزم یزید ابتر چو می‌زند چوب آن ستمگربراست ای شه مکن مکدر پی سئوال و جواب رفتم
ز چشم (صامت) روان شده خون دمی که می‌گفت آن حزین محزونکه ای برادر ز جور گردون تن تو مانده در آفتاب رفتم