گنج

شمارهٔ ۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ما۷ بیت
گرفته نور ز داغ جگر نظاره ماکه آفتاب برد حسرت ستاره ما
درستکاری ما را همین طریق بس استکه هیچ آنیکه نشکست سنگ خاره ما
کسی ز صحبت ما دو رشد که نا اهلستکدام پنبه خطر دیده از شرار ما
کلام عشق و هوس را چه سازگاری نیستاز آن سبب بود از سایه هم کناره ما
به غیر حرف وفا و محبت ای زاهدچه دیده که نیائی تو در اراده ما
برهنه پائی ما کاشت تخم آبله راشود مبارک ما خلعت دوباره ما
علاج اشک ز مژگان چه می‌کنی(صامت)به لخت لخت جگر کرده خو قناره ما