شمارهٔ ۷۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انکنی۶ بیت
تا کی از بخت فرو بسته گره وا نکنینظر لطف به آوارگی ما نکنی
گوییا اسم جدایی نشنیده است دلتورنه درد دل ما از چه مداوا نکنی
شده آئینه دل تیره تر از چهره بختز چه از یک نظرش پاک و مصفا نکنی
هوس خاک سر کوی تو اندر لب سرماستهمتی از چه برین منصب عظمی نکنی
اینقدر هم نبود بیاثر آه دل مامگر از سوز دل سوخته پروا نکنی
(صامتا) کار جهان گشت به کامت که دگرز غم دلبر خود شورش و غوغا نکنی