گنج

شمارهٔ ۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یدهرا۷ بیت
از پس عمری که بگشود آن جفا جو دیده راروی ما بیدار کرد آن فتنه خوابیده را
نرم کن یا رب دلش را کز جدایی بگذاردجز دعا نتوان نمودن دلبر رنجیده را
شیوه بلبل بود فریاد از روز نخستشیون آموزی چه حاجت شخص ما تمدیده را
خونخور و خاموش همچون غنچه سر بسته باشهمچون گل منما به کس این نامه پیچیده را
همچو شمع از سر بریدن شعله‌ام افزون شودگرچه یارای سخن نبود سر ببریده را
دیدی ای دل عاقبت بر من چسان بیگانه کردجور آن برگشته مژگان بخت برگردیده را
ای که منع (صامت) از افغان نمودی کس نکردمنع دست و پا زدن صید به خون غلطیده را