گنج

شمارهٔ ۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انتورا۷ بیت
باز آراسته بینم صف مژگان تو راعزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را
کاش آید مه کنعان و ببیند در بندبس جو خود بی سر و پاطره افشان تو را
دعوی حسن به یوسف نشدی راست به مصرگر نکردی وطن آن چاه ز نخدان تو را
حق نعمت نشناسد بر اهل بصرهر که از دیده برآرد بر پیکان تو را
آشیانی نشدش یافت ز دل بر سر دلموبه موست چو دل زلف پریشان تو را
نرساند به لبش جام تجلی می عشقهر که نازد به نظر گردش چشمان تو را
به تامل چه کشی تیغ به قتل (صامت)خونبها نیست صف حشر شهیدان تو را